1

همه می پندارند فقیرم... درونم آزرده، روحم خسته و شکمم گرسنه است. نمی دانند که نگرانی فقیر ها از شکم پرستی نیست. مارا میبینند و می پندارند نهایت آرزویمان کباب غاز است و بوقلمون بریان، اما ما در این جا راهمان را یافته ایم... راهی که منتهی به ابدیت و جاوندانگیست... شاید بزرگترین نعمت گرسنگی در آن است که قلبمان را آنقدر وسیع می کند که جایی برای گرسنگی باقی نمی گذارد... احساسی از گرسنگی نیست ... اما چه کنیم که فقیریم و ما را با ظاهرمان می سنجند و می پندارند چون لباس هایمان ژنده است ، قلبمان کوچک است و حبس در سینه هایمان، حالی که نمی دانند آن روز ها دست هایمان به سوی دیگران دراز شده ، قلبهایمان را به یغما برده اند و شکممان وسیع شده ...

کاش قدر این عشق را بدانید که واقعی ترین و آسمانی ترین عشق دنیاست...

زیبا نیست که به خاطر عشقمان ، به غرورمان پشت پا زده و دستمان را به سوی شما دراز می کنیم؟

/ 2 نظر / 14 بازدید
سروش

نامش خوشيست...[لبخند]