3

یکی از خوبی های دیوزگی ، دیدن هر نوع آدمیست که با عناوین مختلف خود را جدا از همه عوالم می دانند... امروز دستم را به سوی مهندسی دراز کردم... عینک آفتابی اش را از چشمانش برداشت و با تمسخر به من نگاه کرد... من نیز با جسمی شرم آلود دستم را کنار کشیدم و با ناراحتی کنار رفتم...

آسمان به من خندید و گفت: چرا ناراحتی؟ گفتم: شاید اگر من هم مهندس بودم ، دیگر نیازی به دست دراز نداشتم اما چه کنم که پدر و مادرم را در کودکی از دست دادم و فرصتی برای درس خواندن نداشتم... آسمان خندید و گفت: این هم نعمت توست که وسیله ی امتحان قرا گرفته ای... نه امتحان شونده...! او مهندس شد ولی وقتی برای رضای روزی دهنده اش دست تو را رد می کند، از امتحانی که برای سنجش شکرگزاری اش مقدر شده، مغلوب بیرون می آید و عمری باید برای این اشتباه صرف کند. شاید اگر تو هم مهندس می شدی مجبور بودی جور همه اشتباهاتت را پس بدهی و به روز آرام یک فقیر حسرت بخوری... ! این ها را تو درک نمی کنی، اما منی که قدمتم به اندازه تاریخ است این ها را خوب م دانم... شکرگزار باش!

لبخندی زدم و گفتم: خداوندا! شاید نشان انگشت های ناجوانمرد بسیاری قرار گیرم ، اما ممنون از توکه علاوه بر نعمت وسیله ی امتحان بودن، جایگاه یگانه ی من، صفر مطلق را بر من ارزانی داشتی و خود نمی گذاری کسی به این جایگاه آید...!

/ 2 نظر / 16 بازدید
امین

ما همه فقیریم بیش از آنکه احساس می کنیم ما فقیر به وجود اوییم و تنها خواندش آراممان می کند... جا برای کار بیشتر دارید کمی مطالبتان را گسترش دهید و فقط در مورد یک موضوع ننویسید تا بازدید کننده هایی متفاوت و با هر طیفی داشته باشید.