7

تابستان که می رسد تمام فکرم این است که چرا من که این قدر نحیف و لاغر هستم گرمم می شود... عرق از سر و رویم جاری می شود و تنها دغدغه ام این است که هرچه زود تر این روز لعنتی پایان یابد و شب فرا رسد تا شاید نسیم خنکی بر صورت من ورزد و کمی آرام گیرم... اما ببینید که چه دنیای بدیست که فصل هایش هم با من سر ناسازگاری دارند... زمستان ها که تمام فکرم گرم کردن این بدن کوچکم است روزهایش زود تمام می شود و دیر آغاز می شود و انتظار من از همیشه طولانی ترست... گرمایش از همیشه کمتر...تابستانش هم که تمام فکرم اندکی نسیم خنک است ، روزهایش دیر تمام می شود و زود هم آغاز می شود و من می مانم و این گرما که من اصلا" آن را دوست نمی دارم... اما انگار او بر عکس!

رو به آسمان کردم و گفتم: واقعا منتظرم بدانم برای این دیگر چه توجیهی داری؟

آسمان خنده ای کرد و گفت: فرداهایی در انتظار توست که کافیست راهت را بدان سو کج کنی... بروی... ببینی که چرا خداوند اول تو را انسان آفرید... چرا وقتی تو را آفرید ، عنوان اشرف مخلوقات را به تو داد... تکامل هوش انسانی را چرا آفرید و امروز تو به جایی رسیدی که می پرسی چرا تابستان ها و زمستان ها طاقت فرسا شده... این ها نیاز توست... اگر همه چیز با یک نظم و روال خاص پیش می رفت آیا فرصتی برای قدرت نمایی انسان وجود داشت؟ اگر خداوند هیچ نمی آفرید، خود من برای قدرت نمایی اش هم کافی بودم... دوست من، سوالی که امروز تو را به فکر فرو برده هم نعمت خداوند است بر تو... بر تو که فقیری و امروز احساس نیاز کردی... این فرصت را غنیمت شمار و راه رهایی خودت را تکامل خودت قرار بده... که اگر این شود، یک دنیا را راحت کرده ای...

پس بدان؛ روز و شب خداوند ، راه نما و راه گشای توست که اگر آنها را بشناسی... عاقبتت تحقق همه رویاهایت است.

/ 16 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید م

بیان لطیفی از تفکراتت نگاشتی اما گاهی دیدی اگه تو بعضی موارد سئوال کنی به چشم یک جانی یا کافر بهت نگاه می کنن[تعجب]

هورتاش یوتاب

به مناسبت سالروز 18 تیر ( روزی که عرش کبریایی رژیم لرزید)+آخرین نامه ی بهروز جاوید تهرانی از زندان

طنين دانشجو

مازنده به آنيم كه آرام نگيريم.... در اعتراض به دستگيري ياران دربندمان كه طي چند روز اخير دستگير شدند، 18تير امسال را هر چه باشكوهتر برگزار ميكنيم در راستاي گراميداشت خيزش قهرمانانه 18تير برنامه به همين مناسبت برگزار ميشود كه اگه شما خواهان شركت در آن هستيد به ما ميل بزنيد و در صورت امكان تل خودتون روبديد تا ما زمان و مكان دقيق برنامه رو در تهران وچندين شهر به اطلاع شما برسانيم پس بياييد با ما در راه رسيدن به حقوق آزاديخواهانه مان , خستگي ناپذير و چنانکه بارها گفته ايم، اينبار نيز رساتر در کنار يارانمان فرياد بزنيم : ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم. tanindaneshjoo.blogfa.com

سولماز(جايي شبيه قلب من)

چقدر قشنگ بود!.....ايكاش هاي فراوان داشت اما!....آپم منتظرت....مياي ديگه؟!...(براي ديدن صفحه به روز شدهctrl+f5را بزنيد.)

راهبه

برو خصوصی.

رها

موافقم.آپ كردم .[گل]