10

زمانی که پدر و مادرم را از دست دادم مداد فروشی را آغاز کردم، چرا که می دیدم اگر قرار باشد به امید یک اسکناس۵٠ الی ١٠٠ تومانی از این انسان نما ها باشم که خرج تحصیلم به کنار، خرج این جسم لعنتی را نیز نمی توانم درآورم... این شد که با تمامی کودکیم شروع به کار کردم... اول رفتم به بازار و با ٣٠٠ تومان پولی که داشتم با زور و التماس یک بسته مداد خریدم و کلی نیز چانه زدم که تخفیف بدهید... کسی که مداد را به من فروخت مرد خوبی بود ... احساس کردم انسان است نه انسان نما...! در ابتدا ٣٠ مداد داشتم و تصمیم گرفتم هر کدام از آنها را ۵٠ تومان بفروشم تا بتوانم دفعه های بعد تعداد بیشتری مداد بخرم... در ابتدا به خاطر گران بودن مدادهایم آنها را نمی خریدند و من به زو و التماس آنها را می فروختم اما بعد ها آنقدر قیمت این مدادها ارزان جلوه می کرد که همه از من مداد می خریدند و من نهایتا سودی نیز می کردم ... اما اواخر سال پیش بود که دیدم دیگر سودی ندارم... انگار که فقط این ها را می فروشم... زیرا مداد هر روز گران تر می شد و مرد فروشنده گفت دیگر نمی تواند به من آنها را ارزان بفروشد و من خشکم زد... آن روز تمام درآمدم را که حاصل از فروختن مداد های ۵٠تومانی بود برای خرید مداد های فروشی روز بعد صرف کردم و از روز بعد قیمت را ١٠٠ تومان کردم...!

دیگر مشتری های سابقم را نداشتم و باز متوصل به زور و التماس...

تصمیم گرفتم از یک اقتصاد دان بپرسم... رفتم جلوی درب ورودی دانشگاه علامه طباطبایی نشستم و از یکی از استاد هایش پرسیدم و با خنده جوابم را داد و تورم را برایم توضیح داد... اما از او پرسیدم که تورم وقتی ایجاد می گردد باید درآمد ها هم افزایش یابد، درست است؟ گفت: بله... گفتم پس چرا درآمد من زیاد نمی شود؟ خنده ای کرد و گفت: مدادهای امروزت را کامل می خرم... ابتدا خوشحال شدم... اما بعد فهمیدم که این اهل فن، به جای حل مسئله صورت مسئله را پاک کرد...!

به من بگویید چرا می خواهید از طریق من فقیر ، ثروتمند شوید؟

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راهبه از دیر گریخته

ساعد باقری یک شعر می خوند مصرع اولش یادم نیست اما دومش این بود که می گفت هر کجا دیدیم اب از جو به دریا می رود یعنی دریا با اون عظمتش باز هم باید از جو گدایی کنه ...حالا برو خصوصی .

dr.ghelyoon

[نیشخند][نیشخند][نیشخند] جالب بود... اگه خواستی بیا تا تبادل لینک کنیم... مرسی که سر زدی

دختر

آفرین به فقیر فهیم من[دست][دست][دست][بغل]

مرمر

اگر فکر کنی به سوالت می تونی جواب بدی. به این فکر کن :از اونی که این سوال رو پرسیدم خودش چطوری مقام بدست آورده؟ از همین صورت مساله پاک کردن!. اشتباه آدما اینه که بزرگی رو تو همین می بینن!!!

رها(آرامش خيال)

خيلي قشنگه كه از ديد يه فقير به مسائل نگاه مي كنيد. به اين مي گن خلاقيت[نیشخند] واقعا مطالبتون جاي تامل داره.موفق باشيد.

راهبه از دیر گریخته

[نیشخند]ببخشید عزیزم ولی می شه این سوال منو جواب بدی : کدوم گوری هستی ؟؟؟؟؟[نیشخند]

شخث صانی

بله![نیشخند] دنبال درگیری و بدبختیهایم! درس مرس و کار و بار و زن و زندگی[قهقهه]

محمد ج

فکر کنم شما نمی دونید که تو ایران فقط چیزی به نام خانوم رییس جمهور وجود نداره و رییس جمهور باید رجال سیاسی باشه . ولی عیبی نداره , من به این پشت کار احسنت می گویم و برای مبارزات سیاسیتون که باعث به دست آوردن حقوق برابر با مردان می گردد , آرزوی پیروزی می کنم.