2

این روز ها دست به سوی هر که دراز می کنم اعتنایی نمی کند... می گویم خداوند یا به شماها نعمت نداده یا نعمت را داده و خست را از شما نگرفته ...

دیروز  دستم را به سوی زنی دراز کردم... لباسی فاخر بر تن کرده بود و دست دختر کوچکش را محکم در دستانش نگاه داشته و بود نمی خواست زیاد به من نزدیک شود... خیلی راحت و بی اعتنا گذشت... رو به آسمان کردم و گفتم این ها را ببین... چه راحت به من پشت می کنند... آسمان لبخندی به من زد و گفت: چرا فکر می کنی آنها می توانند به تو نزدیک شوند؟ جایگاه تو صفر مطلق است... در تاریخ هیچ کسی نتوانسته در جایگاه تو قدم بگذارد... منی که قدمتم به اندازه ی تاریخ است این را خیلی خوب می دانم... لبخندی از روی رضایت زدم و گفتم: شاید جسم من از روی نیازمندی محتاج شما باشد ، اما بدانید آنچه که در باطن متکدی است قلب شماست که دست هایش را به سوی من دراز کرده و هیچ گاه به من نمی رسد... زیرا این جا ، صفر مطلق؛ جایگاه قلب های آسمانیست... نه قلب های سختی که از جسم فرمان می برند و روز به روز سخت تر می شوند...

این جا صفر مطلق؛ جایگاه ماست.

/ 3 نظر / 20 بازدید
بهزاد میرزائی

سلام وبلاگی با عنوان و مطالب منحصر به فردی دارید. برایم بسیار جالب بود خواندن مطالبی که واقعیات زمانه ما را نشان می دهد. اما جواب سوالتان : درست گفتید اما چون کربن در طبیعت دارای چند ایزوتوپ می باشد که هر کدام جرم اتمی متفاوت با یکدیگر دارند همچنین درصد فراوانی آنها با متفاوت است به همین دلیل جرمی که شما گفتید در اصل جرم اتمی میانگین این ایزوتوپها با در نظر گرفتن درصد فراوانیشان است که عددی کسری می باشد. موفق باشید.